کمتر از قبل ذوق زده میشم

کمتر از قبل با هیجان حرفی رو میزنم یا تعریف غذایی رو میکنم

کمتر از قبل حال و حوصله دارم برای چیزایی که قبلا خیلی حوصله شون رو داشتم

اینارو خودمم میفهمم

ولی خب نمیتونم خودمو گول بزنم

یهاتفاقی اون ته تهای دلم افتاده که مثل مکش هوا تو ارتفاع چند هزار پایی خوشیای دلمو از هواپیمای دلم کشیده بیرون

خیلی سخت خیلی با زجر خیلی بهت آورنده

نتیجش حالا همین کاهش ذوق کردنامه..همین گل گلی پوشیدنا و خنده هام هم خودش کار خداست ...

 

+      الهامـ  | 

داشتم فکر میکردم درمورد پست امروز وبلاگم که درباره یکی از آقایون کلاسمون که ۱۹۰قد داره ولی قد یه نخود عقل نداره(!!) بنویسم، که سوار ماشینی شدم که راننده ش پسر جوون خوشتیپی بود و برای این به برای ماشینای دیگه دست تکون ندادم که میخواستم تو این گرما حتما رو صندلی جلو بشینم. و از قضا این پسر خوشتیپ که به محض سلام گفتن خوش صدا بودنش هم به ویژگی هاش اضافه شد صندلی جلوی ماشینش خالی بود. آقای کناری من با من هم مسیر بود و انگار که بهش الهام شده باشه صندلی جلو رو بهومن تعارف کرد و اینطور شد که ما دوتا مسافر راننده خوشتیپ و خوش صدا شدیم. 

واقعا چسبید. بعد از چندین ساعت نشستن تو کلاس اصول فقه و متون فقه و مواد قانونی مدنی و گرما و خستگی اینکه راننده با اون صدای خیلی خوبش بادهمه ی آهنگایی که ضبطش  پخش میکرد، میخوند....این عالی بود. سرشو سمت من و پنجره خوش کج میکرد و دست رو قلبش میذاشت و تریپ خفن میروند و آی میخوند... تتلو خوند اینم خوند! قمیشی خوند اینم خوند هی هم نگاه یه وری میکرد که نکنه شاید چون چادری ام بخوام چپ چپ نگاش کنم ولی من خنده م گرفته بود..خوشم اومده بود بهم حال داده بود. 

بعد دوس دختر معمولیش بهش زنگ زد شایدم خوش زنگ زد نمیدونم. از اونجا میگم معمولی که بعده سلام سریع گفت ببخشید و راننده خوش صدامون گفت چرا.نه بابا ید موقع زنگ نزدی ناراحتم نشدم داشتم رانندگی میکردم گفتم بعدا زنگ بزنیم. میگم معمولی چون تو همین حرفا بود و اینکه اگه امروز در بستر نبودی میرفتیم کافه که گوشی رو از رو گوشش برداشت و دوبار بلند گفت خدافظ خدافظ بعدا میحرفیم! و دوباره گوشی به روی دختر اون ور خط قطع شد. 

اون دروغ گو هم بود.با اون صدای فوق العادش که همینطور همراه هر خواننده ای میخوند و با اوج گرفتن حسش دنده عوض میکرد حتی به دوستش گفت تو ترافیک مونده و سنگینه درحالی که جاده عالی بود و خلوت و جا برای قرای ماشینش فراوون:))

 اون عالی بود...وقتی همراه چاووشی میگفت همه چیززززش با تو...

 

تو همین حس و حال بودیم ( کل ماشین رو عرض میکنم) که آقای مسافر به راننده خوانندمون گفت مسیرت فلان جا هم میشه هنوز راننده نه نگفته من گفتم آره خوب میشه اگه برید منم مجیدیه پیاده میشم. چشاشو چپل چپو کرد و گفت مجیدیه مسیرمه اما اونجا که شما میگی نه. خوشحال شدم هم برا اینکه دوباره نباید تاکسی بگیرم هم برا اینکه بازم میتونستم به کج کردن سرش و هم خونی کردناش و دروغاش گوش بدم. آخرشم یه یا علی گفت و همونجا که میخواستم پیادم کرد.  

+      الهامـ  | 

دلت برای صدام، حرفام، خنده هام... ، تنگ نشده؟؟

+      الهامـ