فیلم کوتاه همین یک ساعت پیش فقط یک لوکیشن و فقط همین دو بازیگر  رو داره ولی اتفاقی که افتاده برای  اونها که چه خودشون تجربه کردن چه دیدن عشق های اینطوری رو پر از حرفها و حس های آشنا از نوع نا قدیمی شه.چرا که چنین دردهایی چنین سرنوشت هایی هیچ وقت جوابی بهشون داده نشده!

شهاب حسینی بی نظیر تونسته بی رحم باشه،بی نظیر تونسته سرنوشت گم و بی جواب یه مرد رو بازی کنه. نگار جواهریان دقیقا دختری بوده که به قول تهمینه حدادی :«عاشق چیزی میشه که هست» و بعد یه گام فراتر تحمل نکردن رابطه ای که توش حرفی از ازدواج نیست و بهش گفته میشه خائن.

جمله های :«من تو رو میشناسمت»میتونه تو فیلم دیوونه تون کنه.شناخت در طی سالیان دراز و بعد همه چیز هیچ!

دختری که پی مردی دیگه میره و همین یک ساعت پیش حرف از ازدواج و همون آینده ی دلخواه گم شده ش تو ر ابطه با پسرا رو تو حرف با مردی میبینه و بوووووم میفهمه همه چیز باد هوا بوده. حرفهای تند شهاب و تایید های نگار روحت رو مچاله میکنه و میبینی این که همین نزدیکی خودته این که خودتی این که همین ویژگی های دخترونه و پسرونه ی آشنای خودمونه تو رابطه ها.....فیلمش کوتاه بود و حرف زیاد نداشت فقط به زیبایی اونچه میدونیم رو اونچه هست رو تصویر کشیده و شاید بهترین تعبیر میتونه این باشه این فیلم کوتاه مثل کندن زخم میمونه.


گذاشتمش تو پوشه ی: انیمیشن و فیلم
+      الهامـ