فردا نه اینکه دلتنگی مان یک هو بیشتر از روزهای دیگر شود فقط چرخش زمین به دور خورشید بهانه ای میشود یکبار دیگر جمعی سیاه پوش دورمان به یاد تو جمع شوند. بوسه بر سرمان بگذارند و وقتی ناله های بابا بابای ما را شنیدند مدام فین فین کنند و با درد ناشی از همدردی با ما بگویند گریه نکن بلامیسر خدا مامانو برات نگه داره تو الان باید هواشو داشته باشی. 

میدونی تو این یک سال خیلی ها دوست بودن و خیلی ها نارفیق بودنشون رو بهم نشون دادن. اینکه رفیق روزهای خوبن یا رفیق خوب روزها. خیلی ها ازم فاصله گرفتن چون شاید فکر کردن سیاهی ای که دورم رو گرفته واگیر داره پس حق میدم که انتخاب کردن برن از مدار من بیرون. خیلی ها که اصلا فکرش رو نمیکردم برام مثل خواهر و برادری بودن که پا به پام اومدن. حال و هوامو عوض کردن. باهان غصه خوردن و به وقتش از غمم سکوت کردن. شمع حضور  بعضیا با یه باد سهمگین خاموش شد و امیدوارم زندگیشون خوب باشه حتی حالا که ازشون خبری ندارم. یک سال تلخی که تلخیش فروکش نمیکنه. 

+      الهامـ  |