به تازگی کتابهای عجیبی آمده اند نشسته اند توی کتابخانه ام که بعد از خواندن هر یک صفحه شان هی از خودم میپرسم «خب که چی؟» و کتابها جوابی که ندارند هیچ، نچسب تر از صفحه های پیشینشان پیش میروند!

شنیدم از زیرشاخه های مدیریت هستن و اصلا بحث این نیست که درسهای علوم انسانی نچسب اند(عده ای میگند ما که نمیگیم) چون من مدتی حقوق مطالعه کردم و وه که چقدر شیرین بود که ساعتها از شیرین ترین چیزم(!!)(شما بخوانید خواب) میزدم تا بیشتر یاد بگیرم. ولی این کتابهای جدید هیچ جذابیتی که ندارند حتی سوالی در ذهن درست نمیکنند که لااقل برای جوابش مایل به خواندنش شوم. آیا مجبورم بخوانم؟ نه ابدا. ولی هی یک چیزی مدام قلقلکم میدهد که چرا رتبه های خیلی پایین رشته های ریاضی و تجربی و فکر کنم انسانی از گزینه های صد در صد قبولیشان مدیریت است و از طرفی بیشترین طیف برای کارهای دولتی به اجبار باید مدرک همچین رشته ای را داشته باشند؟ جواب مایوس کننده ای وجود داره که مثل خیلی از واقعیت ها روبه رو شدن با آن حال آدم رو بد میکنه.

+      الهامـ