باید تا شب چندتا مقاله رو از استاد اوکی بگیرم. راستی گفتم که مرض دارم و بعد از دوتا لیسانس الان دانشجوی ارشدم؟ خب الان گفتم! از بیکاری هم نیست. اتفاقا انقدر کار دارم که منِ همیشه حاضر تو کلاسها، ماهی دوبار شاید برسم برم دانشگاه.

نه

نه

نه

این چیزی نبود که بخوام باهاش شروع کنم

فقط میدونم دو ساعت پیش باید کارهای مقالات رو شروع میکردم ولی میبینیم که نشده و کار به اینجا رسیده.

هوا سرد شده نه؟ نمیدونم چه ربطی بین سرما و پوشیدن پاپوش و نوشتن وجود داره؟ ولی قطعا ربطی داره

...امیدوارم حالتون خوب باشه...

+      الهامـ  |