آخ که میشد مُرد تو هر ثانیه ای که فقط صدای رضا و مریم میومد. فقط صحنه هایی که هیچ صدایی جز صدای این زوج نبود میشد مرد و دونست زنده شدنی زیبا تر در انتظار ماست. میشد با هر اشک مریم اشک ریخت . میشد غبطه خورد به عشقشون ... به جمله ی پیوند دهندشون
میشه تا مدت ها صحنه ای رو تو ذهن مرور کرد که رضا مصرانه میگه بخند، بخند، مریم یه کوچولو بخند، جون ِ سهیل بخند. و چهره مریم که تو غم لبخند میزنه و لحظه ای که از پشت شیشه رضا دستای مریمو میبوسه....اخ که روزی هزار بار این صحنه ها رو میشه زندگی کرد.

+ .....