هر اتفاقی هم بیفته هرچقدرم گرفتار باشم هرچقدرم باید برنامه ریزی برای پول و وام و آبرو داشته باشم تو رو میخرم.یواشکی سفارشت میدمو میخرمت...بسته یا کارتونی که میذارنت اون توشو بغل میکنمو به هیچکی نشونت نمیدم.اینکه چرا یباشکی و تنها رفتم بیرون و به کسی نگفتم باهام بیاد رو ، یجور میپیچونم!.اینکه این همه پول پس چی شد؟ چی خریدی مگه؟  رو قشنگ میپیچونم^.^ میذارمت یجا که هیچکی نبینتت.میدونی؟ تو رو قراره وقتی کلی وسیله به عنوان جهاز بگیرم میخرمت.وقتی قراه کلی پول خرج شه تا وسایل نوی نو  واسه خونمون بگیریم تو رو میگیرم.میذارمت یجا که کسی نبینتت حتی وقتی اومدن جهاز رو صورت کنن(!) تو رو نمیذارم تو لیست.اصن مال خودمی و هیچ نیازی به ثبت نداری.زود هم باشه همون موقع که تب و تاب ِ خرید و سلیقه و با کلی ذوق، سِت کردن وسایله باید بخرمت.باید همون موقع مال من بشی....بعد یه روز میارمت بیرون..چشات که نور میبینه چشاتو میبندی و انگار پا تو یه دنیای تازه گذاشتی.بهت میگم قراره مال ِ این نی نی خوجگله بشی  ..بعدشم سه تایی ذوق کنیم.اصلا بابای نی نی هم بیاد و با چشای گرد نگامون کنه و چهار تایی ذوق کنیم. تو بشی عزیز دل نی نی ِ ما، و ما بشینیم نی نی رو نیگا کنیم که هی با کارد و چنگالا بازی میکنه اما آخرش با دست غذاشو میخوره.تو بشی ظرف خوشگله ی نی نی ِ ما و اشتها بدی بهش.من ذوق کنم وقتی با قاشق ماستو تو لیوانش میریزه.وقتی با انگشتای کوچیکش پوره ی نرمو برمیداره تا بذاره تو دهنش به چشم و ابرو مماخشم میزنه و بعد میخنده میزنه با کف دستش تو هدیه ش ^.^.میزنه رو سر و صورت تویی که من قصد دارم خیلی زود درست وقتی به فکر ظرف و ظروف زندگی دو نفره م هستم بخرمت...حالا میفهمی چقد برام عزیزی؟^.^

+      الهامـ