زیاد گریه میکنم.برای خودم برای آدمها برای بهانه ها ، برای دردها؛ برای باور کردن اونچه باور کردنی نیست،برای دوست داشتن،برای دوستی ،برای خاطره،برای امید،برای کمک،برای دعا،برای احترام،برای فراموشی ،برای چراها ی زندگی،برای ضعف و قدرت و توازن نداشتن این دو،برای خودم،برای تو،برای او، برای ما،زیاد گریه میکنم برای سکوت،برای قدرت،برای ضعف،برای دلم،برای مردنم،برای زنده بودنت،برای فراموشی و درد فراموشی ، برای گول زدنها،گول خوردن ها ،از رفیق خوردن ها ،گریه هام رو یجور نبین! یکسان نبین!
گاهی از دستت گریه میکنمو گاهی بخاطرت میبارم....میبارم .....بخاطرت ...بخاطرت میبارم!
یکسان نبین