توی چک نویسم لابه لای تمام انتگرال ها و هامیلتونی ها و کرل ها و فرمولهای عجیب و غریب ولی دوست داشتنی(!) الان مدتی میشه که فهمیدم فقط نوشتم .
ریز و تند!
تند تند،ریز ریز نوشتم و نوشتم..
بعضی هاش مینی مال نویسی های خوبی شدند و بعضی شان طویل نویسی های پر حرف...
میشه تا چند روز پستشون کرد رو سکو!
اما
اما
دلم شور افتاده...انگار میخواد خبری بشه...نا آرومی بی دلیل تو حال ِ بی خبری ؛همون دل آشوبه ست که به رسم رفقا باید گفت ایشالا خیره..ایشالا چیزی نیست..بهش فکر نکن...ایشالا که چیزی نیست...و بعد باید حتما دل رو قرص کرد که خدا بخواد این دل آشوبه چیزی نباشه یا اگه بخواد باشه حتما حکمتش بوده و یا شاید اصلا خدا خبر نداره پس چیزی نمیشه و این اشوبه رو بی خود روونه ی دلت کرده و یا شاید اصلا روونه نکرده..هوم؟!