قـرچ قــرچ...قــرچ قــرچ
صدای راه رفتن با پوتین تو جاده ها و پیاده روهای برفی...یه تردی خاصی داره.^.^
من از زمــــستون هیــــچ خسته نمیشم!
وقتی رو جورابم پلاستیک فریزر میکشم:دی و بعد دوباره روش جوراب میپوشم وقتی کل ِ راهو پیاده گز میکنم وقتی دستام سردشون میشه چون دوربین دستمه که عکس بگیرم اما پاهام نه گرم ِ گرمه...وقتی خانوما و آقایونی پیدا میشن که اخمالو نگاهت نکنن بلکه بخندن و لبخند بزنیم به هم...وقتی بجای راه رفتن از مسیری که برفش آب شده از حاشیه میریم که بازم صدای قرچ قرچ بیاد ...اینا یعنی هنوز خسته نشدم از برفــ حتی اگه همه ی کافی نت ها بسته باشن حتی اگه همه ی سایت ها بسته باشن حتی اگه مدارکو هیچ جا فتو نزنن من بازم با کلی مکث دلم میخواد هی چیلیک چیلیک عکس بگیرم و قرچ قرچ تو سرما راه برم و خدا رو برای این نــــــــقاشی ِ بی نظیرش شکـــــر کنم^.^ و برای خودمو عزیز دلم مامانم تقویم قرمز و نارنجی سال ِ نو رو بگیرمو تو راه برگشت وقتی کارها راه افتادن و همه ی کارامو انجام دادم یه ظرف آش رشته ی داغ بگیرم تو دستمو به خانوم ِ نارنج پوش ِ پشت پنجره دست تکون بدم.....این یعنی با همه ی خستگی و دل مردگی و این روزهای عصبی هنوز میتونم طوری زندگی کنم که انگار هیــــــــــــچ مشکلی ندارم و دلم سرخوشه...چرا که نه؟! زمـستون این تابلوی زیبای خدا فقط برای سگ لرز زدن نیست برای رنگای شاد تو دل سفیدی بودنه برای منظره های بکر ِ این آفرینشه برای جور دیگه دیدن ِ دنیاست....حتتی تو اوج ِ تعطیلی ها و موندن ِ کارام میشه دعوت شد به نمایشگاه عکس! میشه خود ِ عکاس برات حرف بزنه و نظراتو به دقت گوش بده میتونه گرمای چهره ی پیرمرد ِ تو عکس گرمت کنه..زمـستون این تابلوی عظیم خدا که باید با نگاه زیبا بهش نگاه کرد تا صدای قرچ قرچ برف زیر کفشات بشه کلی حس خوبـــ نه فقط آخ و اه و ایـــــش...نگاه زیبا...به این تابلوی بی نظیر خلقت باید..!