تو دوران دبستان و راهنمایی و حتی دبیرستان گاهی شاهد قهر و آشتی دوستا بودیم.

یه نتیجه ی بزرگ که از این قهرو آشتی ها من خودم فهمیدم  این بوده که اگه قهر کنه طرف و مثلا جاشو از کنار دوستش عوض کنه بره میز دیگه ای بشینه یا کلا دیگه تو مسیر اون فرد سعی کنه قرار نگیره قهر ها طولانی تر گاهی به سال میکشه و کینه ای تر میشه! این موضع ربطی هم به عمق فاجعه نداره و دیده شده مسائل ِ خیلی جدی تری رخ داده بین دو نفر اما چون نحوه ی قهر طوری بوده که زیاد از هم جدا نشدن بلکه تو دید رس هم بودن  حتی اگه به سال هم بکشه باز بدون کینه یا درصد کمی کینه داشته و دوستی زود تر رخ داده..زود تر آشتی کردن. این نحوه ی قهر یعنی راه رو برای اصلاح ِ رابطه برای فرصت دادن برای گذر زمان اونم از نوع پویا-ش، باز گذاشتن!

گذر زمان تو قهرهای نوع یک برعکس باعث فراموشی و دوری محض میشه و هر طرف خودشون تو ذهنشون میبُرن و میدوزن.

حالا اینو گفتم که بگم هرچقدر هم بزرگ شدیم رابطه هامون از این قانون تبعیت میکنه...همه چیزو به گذر زمان نباید گذاشت...باید بلد بود چه نوع جدایی رو انتخاب کنیم.اگه جدایی محض از شخصی،خاطره ای محیطی مد نظره باید بلد باشیم چطور باهاش قهر کنیم.که دیگه در دید رس نباشه خودمون تو مسیر اون راه قرار ندیم و بذاریم زمان بگذره! اما رابطه هایی هست که باید نوع یک براش اجرا شه باید یاد گرفت هر گذر زمانی درست کننده ی کار نیست...گاهی نباید بذاریم زمان بگذره..اما نه هرجـا!
این که کجا ؟ خب نسبیه. بسته به خودمون، طرفمون ،سوژه مون، دلایلمون ،ارزش گذاریمون و خیلی چیزای دیگه داره. همین!


گذاشتمش تو پوشه ی: اکسترمم های موهومی
+      الهامـ